العلامة المجلسي

173

حياة القلوب ( فارسي )

وگفت : دو مرغ از آسمان به زمين افتادند كه كسى از ايشان بزرگتر مرغى نديده است ، بيائيد وبخوريد اينها را ؛ پس درندگان با أو دويدند وإبليس ايشان را تحريص مىكرد وصدا مىزد ووعده مىداد ايشان را كه مسافت نزديك است ؛ پس ، از تعجيل گفتار از دهانش آبى به زمين افتاد ، پس خدا از آب دهان أو دو سگ خلق كرد يكى نر وديگرى مادة ، پس سگ نر در هند نزد آدم ايستاد وسگ مادة در جدّه نزد حوّا ايستاد ونگذاشتند درندگان را كه نزديك ايشان بيايند ، واز آن روز درندگان دشمن سگ وسگ دشمن ايشان گرديد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : مكث آدم وحوّا عليهما السّلام در بهشت تا بيرون آمدن هفت ساعت بود از ساعتهاى ايّام دنيا تا خوردند از درخت ، پس خدا ايشان را در همان روز به زمين فرستاد ، پس آدم گفت : پروردگارا ! پيش از آنكه مرا خلق كنى اين گناه وهر چه بر من واقع خواهد شد مقدّر كرده بودى يا اينكه اين كارى است كه بر من مقدّر نكرده بودى وشقاوت من بر من غالب شد واين از من صادر شد ؟ حق تعالى فرمود : اى آدم ! من تو را آفريدم وتعليم كردم كه تو را وجفت تو را در بهشت ساكن مىگردانم ، وبه نعمت من وقوّت وجوارحي كه من به تو داده‌ام قوّت يا فتى بر معصيت من ، واز ديدهء من پنهان نبودى وعلم من احاطه به فعل تو نموده بود . گفت : پروردگارا ! تو را است حجت بر من . حق تعالى فرمود كه : تو را آفريدم وصورت تو را درست كردم وملائكة را امر به سجدهء تو كردم ونام تو را در آسمانهاى خود بلند كردم وابتدأ كردم به كرامت تو وتو را در بهشت خود ساكن گردانيدم ونكردم اينها را مگر براي خوشنودى من از تو ، وبراي اينكه تو را امتحان كنم به اين بىآنكه عملي كرده باشى كه مستوجب اينها شده باشى نزد من . آدم گفت : پروردگارا ! خير از توست وشر از من است . حق تعالى فرمود كه : اى آدم ! منم خداوند كريم ، خلق كردم خير را پيش از شر ، وخلق

--> ( 1 ) . علل الشرايع 496 .